زبانحال سیدالشهدا علیهالسلام با حضرت رقیه سلاماللهعلیها
چشمهای خـسـتهات را باز دریـایی نکن اینقَدَر با اشک، رویت را تماشایی نکن هیچجا مانند اینجا چشم مردم شور نیست روی ماهت را دوباره غرق زیبایی نکن عمه مثل ابر طوفانزاست، پس با او بگو بغض خود را بشکن و دیگر شکیبایی نکن حنجرت زخم است و داغ اصلاً برایت خوب نیست در خـرابه با اسیران هم، هـمآوایی نکن من، عمو، قاسم، علی اکبر همه پیش توأیم در کـنار نـیـزهها احساس تـنـهـایی نکن دیدنِ این سر میان طشت پیـرت میکند این قدر با بوسهات از من پذیرایی نکن چشمهایت را ببند و دست بر رویم بکش دخـترم! حـتی نگـاهی هم به بابایی نکن روی دامـان تو دارد باز خـوابم میبـرد بـا زبـانِ بـیزبـانی قـصد لالایـی نـکـن |